خورشید من برآی...

خرید بک لینک

دل را زبی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوا ی از قفس پریدن است


از بیم مرگ نیست كه سر داده ام فغان
بانگ جرس به شوق به منزل رسیدن است


دستم نمی رسد كه دل از سینه بركنم
باری علاج شكرگریبان دریدن است


شامم سیه تراست زگیسوی سركشت
خورشیدمن برآی كه وقت دمیدن است


بوی توای خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پركشیدن است


بگرفت آب و رنگ ز فیض حضورتو
هر گل دراین چمن كه سزاواردیدن
است


با اهل درد شرح غم خود نمی كنم
تقدیم غصه ی دل من ناشنیدن است


آن راكه لب به دام هوس گشت آشنا
روزی امین سزا لب حسرت گزیدن است

مهدویت...

ما را در سایت مهدویت دنبال می‌کنید

برچسب: خورشید من برآی, نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 5:46

صفحه بندی